" عمو بهرام و دایی علی "
~*~ مطالب جدید در انتهای آپ قرار می گیرد ~*~ بهار خنده زد و ارغوان شکفت...! به اواخر فروردین که می رسیم کمکم شمارش معکوس برای رسیدن به روز مقدس آغاز می شود.... 1 – 2- 3- 4 – 5 – 6- 7- و بالاخره 8.... اردیبهشت با هوای مطبوع و بهاری اش ! با آسمون قرنبه های ناگهانی اش ! با آسمونی که آبی ِ ولی مدام اشک میریزه ! با رنگین کمون های هفت رنگ دیدنی اش که در نیلی اش میشود چشمان فرزند بهار را دید و شادمانی ِ چشمان همیشه خندانش را در آن نظاره گر شد ! با گل های رنگارنگش که منتظر فرزند بهار اند تا لبخندی از سر شوق بر لبانشان نقش ببندد ! و چاوک هایی که با تمام وجود نامش را فریاد می زنند! و...و...و... اردیبهشت ...با روزهای خاطره انگیزش ! با sms های بی جوابش ! با پیچوندن ما در این هوای بهاری و زیر باران های سیل آسایش ! با علامت های تعجبش که گویی جواب همان sms ها بود ! با حرف های دلنشین و بر خواسته از دلش ! با صدای پاک و آسمانی اش ! با نسیم خنکی که شب هایش را با آن سپری می کند ! و با هزاران نشانه ی دیگرش در انتظار رسیدن _هشتمین روزش _ سی امین سال تولد فرزند بهار است... و ناگهان سپیده پرتوی انبوهش را به سوی تاریکی نشانه می رود و ...فرزند " بهار " زاده می شود....!!! و بهار در چنین روز مقدسی، با تمام این نشانه های زیبا ! به همراه ما که گویی نشانه های عظمت خالقش هستیم. تولد فرزند بهار را با شکوه تر از همیشه جشن می گیرد و هدیه اش را که هزاران بهار دیگر است به فرزندش تقدیم می کند... سرسبزترین بهار تقدیم ِ تو باد آوای خوش هزار تقدیم تو بااااد گویند لحظه ای ست روییدن ِ عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد امروز روز مقدسی است برای ما و برای تمام کسانی که شما الگویشان هستید و البته چهره ی محبوبشان ! صبح این روز مقدس با لطف همیشگی ِ خدایمان و یکی از بندگان ِ دوست داشتنی اش ! به روز ِ خاطره انگیزی نیز مبدل شد... و ما در چنین روزی که طبیعت هم به همراه ِ تمام زیبایی هایشدر آن دخیل هستند؛ تولدتان را جشن می گیریم ... و برایتان از صمیم قلب آرامش ، سلامتی و سعادت را از خدایمان خواستاریم.... امیدواریم شاهد لحظه های شیرین ِ زندگی تان – تا بهار آینده – باشیم... ~*~ تولدتان مبارک و تک تک ِ لحظه هایتان بهاری باد ~*~ باز هم با لطف دایی علی اخباری از فعالیت های عمو بهرام را تقدیمتان میکنیم... * فیلم برداری "راه آبی ابریشم" روزهای آخر خود را سپری می کند و تا پایان هفته آینده فاز ایران به پایان می رسد. *عمو بهرام را در این فیلم با نقشی بسیار متفاوت خواهید دید که قطعا مورد توجه داوران جشنواره فجر قرار خواهد گرفت و عمو پاداش این همه زحمتی را که در طی این چند ماه کشیده اند را خواهند گرفت. *با توجه به شرایط فیلم برداری و...زمان رفتن گروه به چین و تایلند هنوز مشخص نیست و احتمال دارد فیلم برداری به تیر و مرداد موکول شود. * عمو بهرام بعد از راه آبی ابریشم به عوامل فیلم جذاب و دیدنی پیمان معادی -قرقی -خواهند پیوست. * فاصله بین راه آبی ابریشم و شروع فیلم برداری فیلم قرقی عمو اگر وقت کنند تور خیریه را با همراهی دیگر هنرمندان ادامه خواهند داد اما چون زمان پایان فیلم برداری راه آبی مشخص نیست مسلما برنامه خیریه نیز قطعی نیست. * فیلمبرداری ِ رخ دیوانه به کارگردانی ابوالحسن داوودی و تهیه کنندگی ِ " داران فیلم " که محصول ِ مشترک ِ عمو بهرام و اقای داوودی است تا چند وقت دیگر شروع می شود. در ضمن عمو بهرام در این فیلم به عنوان ِ بازیگر حضور نخواهند داشت. * سایت عمو بهرام به لطف دایی علی و تیم ِ طراحی در حال فعالیت هستند تا سایت را با کیفیت ِ بهتر در اختیار طرفداران قرار دهند.پس منتظر ِ دیدن سایت عمو بهرام باشید . * عمو بهرام بعد از اولین سورپرایزشان که فعالیت در عرصه ی دیگر ِ سینما یعنی مدیرِ تولید بود این بار با افتتاح ِ سایت دومین سورپرایزشان را اعلام می کنند البته این بار این سورپریز هدیه به ما طرفداران است....!!!! * عمو ، دایی و کیارش کیانی - وکیل عمو - شکایت ِ خود را برای بلوتوث ِ دروغین پیگیری کرده اند و به زودی فرد مورد نظر به مراجع قضایی تحویل داده می شود . * صندوق ِ پستی ِ عمو بهرام بهترین را ِ ارتباطی بین ما طرفداران با عمو است . پس اگر دوست دارید با عمو در ارتباط باشید می توانید از این طریق با عمو در ارتباط باشید ... ۵۱۷-۱۳۴۶۵ * عمو بهرام و دایی علی هیچ یک در اینترنت پروفایل ندارند و درfacebook هم عضو نیستند. سوال ها ، انتقادات و پیشنهادات خود را در قسمت ِ نظرات بنویسید تا با آقای باذل در میان بگذاریم. عکس ها : آقای مهدی علیاری نگو من....بگو ما !!! گفت و گوی چلچراغ با دایی علی در رابطه با شغلش یعنی مدیرِ برنامه بودن ... چلچراغ ) زمانی که شما وارد این حرفه شدید ، تقریبا هیچکس این کار را در سینمای ایران انجام نمی داد، این الگو را چه طور به دست آوردید؟ دایی ) آرام آرام مشخص شد. ما ذهنیتی درباره ی اینکه چه کنیم نداشتیم. فقط می دانستیم چه می خواهیم.فقط می دانستیم یک بازیگر در ایران برای موفق شدن ، باید تمرکز ِ زیادی داشته باشد و ما می خواستیم ثابت کنیم که این الگو می تواند موفق باشد. چلچراغ ) بدون ِ هیچ پیش زمینه ای قدم های اول را چه طور برداشتید؟ دایی ) اولین قدم فقط یک مشاوره بود. اینکه یک آدم ِ دیگر هم باشد که درباره ی کارها نظر بدهد. مرحله ی بعدی برخورد با رسانه ها و تهیه کنندگان بود، چون برای بازیگران کنترل ِ این دو مورد به تنهایی سخت است. وقتی یک بازیگر وارد ِ دفتر ِ یک تهیه کننده می شود و تهیه کننده او را گوشه ی رینگ می گذارد تا با انواع و اقسام ِ روش ها از او تخفیف بگیرد ، برای بازیگر خیلی سخت است که از جایگاه ِ خودش پایین بیاید. بازیگر فقط میتواند در چهارچوب ِ فیلمنامه و ارتباطش با کارگردان صحبت کند و در بقیه ی موارد اگر بخواهد وارد ِ بحث شود , هم شأنِ خود را پایین آورده و هم انرژی خودش را از دست می دهد از یک جایی که همکاری ِ من و بهرام جدی تر شد . همه ی این مسائل بر عهده ی من بود و بهرام دیگر هیچ انرژی برای این مسائل نمی گذاشت. نه کاری به اختلافش با تهیه کننده دارد نه به امکانات ِ رفاهی ِ پشت صحنه . این کارها به عهده ی من است . بهرام با کسی حرف نمی زند ، دعوا ندارد و اصلا هم نباید داشته باشد. چون باید روی کارش تمرکز کند. چلچراغ ) شما سپر ِ دفاعی ِ بهرام شده اید ؟! دایی ) آره اسمش می تواند یک سپر ِ دفاعی باشد. یک سپر ِ دفاعی برای مسائلی که به بهرام ربطی ندارد. این مسائل باعث میشود بازیگر درگیر شود و حواسش از کار پرت شود. چلچراغ ) شروع ِ این کار و معرفی ی خودتان به عنوان ِ مدیر برنامه کار ِ سختی بود ؟ دایی ) خیلی سخت....خیلی. شانس آوردیم بهرام از لحظه ی حضورش در سینما ی ایران شخصیتش را ثابت کرده و وقتی یک ستاره شخصیتش ثابت باشد ، بقیه به حرف های او اعتماد می کنند.از طرف دیگر من هم سابقه ی کار ِ مطبوعاتی داشتم و به خاطر ِ روابطِ کاری ام ارتباط ِ خوبی با اهالی ِ سینما داشتم و کسی موضعی نسبت به من به عنوان ِ منتقد و روزنامه نگار که کار ِ دیگری هم می کند نداشت . آن اوایل وقتی بهرام من را به عنوان ِ مدیر برنامه معرفی کرد, راحت برخورد می کردند چون می دانستند من در کار آدم ِ معتدلی هستم. چلچراغ ) دقیق تر توضیح می دهید؟ دایی ) ببینید من تجربه ی کار با یکی از بازیگران ی مطرحِ سینما را هم داشتم. خیلی به من اصرار کرد تا با او همکاری کنم ولی نشد. چون زمانی که اختلاف وجود داشت قبول نمی کرد . ایشان یک راهی را خودش تنهایی آمده بود و موفق شده بود و دیگر حرف های من را قبول نمی کرد به من می گفت که با این تجربه ها خودم میدانم که چه کنم. خیلی سخت است با آدمی که تنهایی راهی رو آمده و موفق شده همراهی کنی. اما من و بهرام با هم شروع کردیم با هم بالا آمدیم. اتفاقا آن موقع هم همه به من می گفتند که تو الان وضعیت ِ خوبی در مطبوعات داری و اگر زیر ِ بلیت ِ یک نفر بری و موفق نشی ؛ به راحتی نمی توانی به مطبوعات برگردی و همه شکستت را فراموش کنند. چلچراغ ) پس ریسک کردید ؟ دایی ) دقیقا ؛ چون من مطبوعات را کامل رها کردم و وارد ِ این کار شدم. بعد از شروع کار من با بهرام دیگر کسی از من به عنوان ِ یک روزنامه نگار مطلبی نخواند. چون هرچیزی که می نوشتم به رابطه ام با بهرام ربط داده می شد. و همه فکر می کردند که جهت گیری می کنم. بعد از آن ،فعالیت ِ من در مطبوعات به سینمای جهان محدود شد .خیلی سخت بود چون روزنامه نگاری را خیلی دوست دارم و برایم جدا شدن از آن کار ِ سختی بود . اما خوشحالم که ارزشش را داشت. چلچراغ ) خب , آن ویژگی های بهرام چه بود که به آن اعتماد کردید؟ دایی ) من به تجربه و شناخت ِ خودم خیلی مطمئن بودم . سالیان سال آدم های زیادی را در مطبوعات دیده بودم و می دانستم که آدم ها با چه پیشینه ی خانوادگی ، استعداد و جاه طلبی موفق می شوند . در همان چند ماهی که بهرام را شناخته بودم می دانستم که بهرام رادان ؛ قطعا بازیگر ِ خوبی می شود و ریسک با آن ارزشمند است. حتی بهرام هم این اعتماد را به من کرد . چون من با یک وکالت نامه ی تام الاختیار می رفتم و بهرام از هر چیزی که من می گفتم دفاع می کرد . این برای او خیلی مهم بود که من آدم ِ قابل ِ اعتمادی باشم . یعنی بهرام هم خیلی ریسک کرد ... اما من می دانستیم که موفق می شویم. چلچراغ ) پس حس ِ ششمتان خوب کار می کند؟ دایی) نه. یک سری پارامتر مهم بود که بر اساس آن ها مطمئن بودم موفق می شویم. چلچراغ) چه پارامتر هایی؟ دایی ) استعداد ، جاه طلبی ، پشتکار ، پیشینه ی خانوادگی ِ این آدم . این ها همیشه در بازیگرانی که دنبال کردم و اسم نمی برم ، پارامتر های مهمی بود. آن عده ای که به این پارامتر ها نزدیک بودند ؛ موفق شدند . اما بقیه در حد ِ یک جرقه باقی ماندند. در مورد بهرام مطمئن بودم که اگر کمک کنیم ، سخت کار کنیم و شانس هم بیاوریم ، اتفاق ِ خوبی می افتد. چلچراغ ) بهرام چه طور؟ او هم مثل شما فکر می کرد؟ دایی ) در مورد ِ بهرام هم همه چیز اینطور بود . اگر این طور نبود این همکاری ۱۰ سال طول نمی کشید. البته دلایل ی بهرام را باید از خودش بپرسید. چلچراغ ) آن آشنایی اولیه بین شما و بهرام چه طور اتفاق افتاد؟ دایی ) ما چند ماهی با هم سر ِ فیلم ِ ساقی همکار بودیم . آن آشنایی هم از همان جا شروع شد و بعد همدیگر را در روابط ِ خانوادگی بیشتر شناختیم. چلچراغ ) پس اول رفاقت بود و بعد کار؟! دایی ) دقیقا. اصلا زمانی که بهرام پیشنهاد ِ این کار را داد. من به او گفتم که اصلا احتیاجی به این کار نیست و ما با همین شکل دوستانه هم می توانیم با هم کار کنیم. اما بهرام یک اخلاقی دارد و به همه چیر به طور حرفه ای نگاه می کند و گفت : نه . همه ی مسؤولیت ها باید مشخص باشد تا کسی از زیر ِ کار در نرود. چلچراغ ) به هر حال بین هر دو دوستی هم اختلاف ایجاد می شود... دایی ) خیلی حواسمان بود که این اتفاق نیفتد و دلیل دیگر هم این بود که ما دو تایی جایگاهمان را می دانیم. من یک بار به یک تهیه کننده ای گفتم من همین کار را دوست دارم. رشته ی تحصیلی ام مدیریت است و دوست دارم همین کار را انجام بدهم. من هیچ وقت نمی خواهم فیلمساز شوم بنابراین هیچوقت با بهرام تداخل پیدا نمی کنم. چون خیلی ها وقتی کنار همچین آدمی قرار می گیرند ؛ اهداف ِ دیگری دارند . درست شبیه دستیار ِ کارگردانان که سودای بازیگری یا کارگردانی دارند. اما من همین کار را دوست داشتم و هیچوقت نخواستم که از کنار ِ بهرام به جای دیگری برسم. من دوست داشتم که در کارم بهترین باشم و همین را دوست دارم. یعنی اجرا و مدیریت ِ یک سری کارها و برنامه ها... که حالا کنار ِ یک بازیگر است و می توانست در جای دیگری باشد. چلچراغ ) بهترین جایی که شما می توانید در این شغل بایستید کجاست؟ دایی ) نسبی است... هر سال عوض می شود. آن اوایل بهترین نظرمان این بود که بهرام کشف شود ؛ نه اینکه دیده شود ، چون دیده میشد. می خواستیم آن بهرامی که ما می دانستیم هست دیده شود. نه بهرامی که در " شور عشق " و " آبی " و " ساقی " بود. و اتفاق افتاد. ما همیشه برای رسیدن به چیزی تلاش می کنیم اما وقتی به آن می رسیم چیز دیگری می خواهیم. یعنی شما وقتی به هدفی می رسی نمیتوانی فکر کنی که حالا دیگر تمام شد . و چیز ِ دیگری وجود ندارد چون باز هم جای بالاتری هست. چلچراغ ) اما این هدف می تواند خیلی بزرگ باشد و رسیدن به آن سخت. دایی ) ما هیچوقت هدفی نداشتیم که خیلی غیر واقعی باشد و به آن نرسیم. هدف های ما همیشه مقطعی بوده و وقتی که به یک هدفی می رسیم ؛ به بهترینش می رسیم و گاهی وقت ها هم مسیر را عوض می کنیم. چلچراغ ) این حس ِ شخص ِ شماست با بهرام هم همین فکر را می کند؟ دایی ) من دوست دارم این را تأکید کنم که همه چیز " ما "ست. چلچراغ ) در مورد ِ تصمیمات جدی چه طور؟ همین اندازه رفاقت به خرج می دهید؟ دایی ) این خیلی مهم است. ما گاهی تصمیمات اشتباه هم گرفتیم. اما پای آن ایستادیم .ما حتی ان را اعلام هم کردیم. چلچراغ ) هزینه ی آن را چه کسی می داده؟ دایی ) ما. چلچراغ ) واقعا؟؟ اما چهره ای که دیده می شود بهرام است . شما پشت صحنه هستید و در هر صورت پولتان را می گیرید.... دایی ) نه...اگر این اشتباهات تکرار شود. بهرام سقوط می کند ، دستمزدش کم می شود و من هم دستمزدم کم می شود. نکته ی دوم هم همان رفاقت است. ما از روز اول با هم بودیم و خراب شدن ِ او برای من مثل ِ خراب شدن ِ خودم است. من با کس ِ دیگری کار نکردم. دلالی نکردم . با ده نفر کار نکردن که بگویم اگر یک نفر خراب شد بقیه هستند . ما را نمی توانید از هم جدا کنید . اگر جایی بگوییم بهرام موفق شده من هم بودم و اگر جایی هم اشتباه کرده من هم اشتباه کردم. مثلا وقتی ما اعلام می کنیم که چهار انگشتی اشتباه بوده نمی توانیم به گردن ِ یکدیگر بیاندازیم. چلچراغ ) این ماجرا ها باعث شده تا کار ِ شما به مرز ِ جدایی هم برسد؟ دایی ) بله.اما شاید یک بار... بیشتر از آن را به یاد نمی آورم. چلچراغ ) چه طور کنترلش کردید؟ دایی ) اجازه دادیم چند روز از آن ماجرا بگذرد و وقتی جفتمان آرام شدیم با هم حرف زدیم و حل شد. چلچراغ ) پس همان حس ِ رفاقت به دادتان رسید؟حدس میزنم شما دو نفر خیلی حسی با قضایا برخورد می کنید... دایی ) جفتمان احساساتی هستیم و این رابطه خیلی حسی است . اگر نبود یک اتفاق ی مکانیکی و قرار دادی بود . همین حسی که من دارم ؛ اینکه چقدر خوب است که این آدم در این ده سال , آن قدر مهم شده و نمی توانم از دستش بدهم .... ده سال انرژی گذاشتم ، برای هرچیزی ده سال انرژی بگذاری راحت نمی توانی از دستش بدهی.... ~***~NeW~***~ ۱. فیلم "تردید" به کارگردانی "واروژ کریم مسیحی" پروانه نمایش دریافت کرد ! ۲. فیلم "کنعان" به کارگردانی "مانی حقیقی" وارد شبکه فیلم های خانگی شد ! ۳. " سن پترزبورگ " همچنان در کافه ویونا ی جردن ادامه دارد... ۴. تهیه کننده "تردید" از اکران این فیلم در نوبت دوم اکران تابستان خبر داد . ۵. جان بخشی به انیمیشن سینمایی "تهران ۱۵۰۰" به کارگردانی بهرام عظیمی آغاز شد. ۶ ." بی پولی" حمید نعمت ا... عید فطر اکران می شود... ۷. نسخه ی جدید " تردید " به کارگردانی واروژ کریم مسیحی در آخرین مراحل فنی قرار دارد و به زودی آماده نمایش می شود.سعید سعدی ـ تهیه کننده - گفت : موسیقی فیلم برای اکران عمومی تغییر کرده و علی صمد پور به زودی ساخت موسیقی را تمام می کند و نسخه ی جدید آماده نمایش می شود. ۸. فیلم برداری فاز خارج از ایران "راه آبی ابریشم" به زمستان موکول شد !



تولید انیمیشن عظیم «تهران 1500» ادامه دارد
وي درباره روند توليد اين پروژه گفت: "علي ميرآقاسي " در سمت آهنگساز و صدابردار انتخاب شدند و از سه قطعه موسيقي با كلام فيلم، دو قطعه آن آماده شده كه توسط گروه سيگنال ساخته شده است.
هادي منبتي افزود: طراحي لباس شخصيتها نيز برعهده "فائز عليدوستي " از كارگردانان و كاريكاتوريستهاي مطرح، قرار دارد كه كار بسيار زمانبر و حساسي است.
وي با اشاره به مدلسازي شخصيتها و طراحي تهران در سال 1500 شمسي گفت: به جز سه شخصيت، باقي مدلسازي بازيگران تمام شده و براي اينكه براي فضاسازي تهران در سال 1500 شمسي دقيقتر انجام شود از گروهي از معماران متخصص و شناخته شده استفاده كرديم.
مدير مؤسسه تصوير شهر افزود: اين معماران بخشي از تهران در سال 1500 شمسي را طراحي كردهاند كه تاكنون بخشي از آسمانخراشهاي شهر، لالهزار قديم، فرودگاه بينالمللي تهران، خانه شخصيتها، موزه تهران (كه يادگاريهايي از تهران قديم در آن است) انجام شده است.
وي افزود: مشاورين بخش معماري و طراحي تهران را آقايان مهندس شهاب كاتوزيان، مهندس رامين صفريراد، مهندس شهرام گل اميني، مهندس رضا دانشمير و مهندس محمد مجيدي تشكيل ميدهند كه از بهترين معماران كشورمان به شمار ميآيند و جوايز طراحي معماري متعددي كسب كردهاند.
براساس اين گزارش، انيميشن "تهران 1500 " كه شهر تهران را در سال 1500 شمسي به تصوير ميكشد كه از شخصيت و كاراكترهاي بازيگران مشهور سينما هديه تهراني، بهرام رادان، مهران مديري، گوهر خيرانديش، مهتاب نصيرپور، حبيب رضايي، حسام نواب صفوي بهره برده است.
فيلمنامه اين انيميشن را امير مسعود علمداري و بهرام عظيمي با مشاوره محمد رحمانيان، پيمان معادي و حبيب رضايي نوشتهاند.
عوامل توليد انيميشن سينمايي "تهران 1500 " عبارتند از:
كارگردان: بهرام عظيمي، فيلمنامه: اميرمسعود علمداري- بهرام عظيمي، مدير پروژه: سيد هادي منبتي، مجري طرح:محمد ابوالحسني، مدير توليد: اسماعيل شرعي، انتخاب بازيگران: حبيب رضايي، طراحي فضا و وسايل: حميد بهرامي، استوريبرد: ماني وطندوست، طراحي لباس: فائز عليدوستي، سوپروايزر هنري: بهرام ارجمندنيا، سوپروايزر فني: كيوان شادانفر، مدير دوبلاژ: مهرداد رئيسي، آهنگساز و صدابردار: علي ميرآقاسي، عكاس: ميلاد پيامي، مديريت شبكه و فنآوري اطلاعات: مهندس فرهاد كاظمي، كارشناسان شبكه و فنآوري اطلاعات: مهندس مازيار سليماني، مهندس محمد ستوده، مهندس محمد كاظمي، مدير مالي: سيد مهدي عطار، تبديل فيلم: احسان عظيمي، دستيار توليد: حامد تاجيك، اسكن: بهنام عظيمي، مدلسازي: فرزاد ملكي- احمد اخلاقي- ميرتوحيد رضوي- سيد اميد رضوي -اميد جعفري- ندا كافي- فرهاد صفيخاني- حميد حقاني، استوديو عكاسي: مينا نقيلو- شركت هفت هنر هفت آسمان، مشاورين فيلمنامه: محمد رحمانيان- پيمان معادي- حبيب رضايي، مشاورين معماري: دكتر شهاب كاتوزيان- مهندس شهرام گلاميني- مهندس رامين صفريراد- مهندس رضا دانشمير- مهندس محمد مجيدي و بازيگران: هديه تهراني- بهرام رادان- مهران مديري- گوهر خيرانديش- مهتاب نصيرپور- حبيب رضايي- حسام نواب صفوي و ...،تهيه كننده:مؤسسه تصوير شهر وابسته به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و مؤسسه نسل انديشه سبز.

| Design By : Night Skin |

